جشن های ده روزه

(نقل از روزنامه اعتماد ملی )

باید پذیرفت ایرانی‌ها شادی کردن را بلد نیستند و بارها این موضوع را اثبات کرده‌اند. بعد از بازی‌های پیروزمندانه فوتبال می‌شود این رفتار همشهری‌هایمان را دید؛ هرگز شادی‌های دسته‌جمعی را تجربه نکرده‌ایم و تنها آموخته‌ایم به‌صورت گروهی عزاداری کنیم. در این حال و هوا شهرداری تهران از سال 85 سعی کرد شادی‌های دسته‌جمعی را در پایتخت گسترش دهد و به تازگی قرار شده است این جشن‌ها شکل و شمایل علمی به خود گرفته و کار تا جایی پیش رود که 10 روز تهران کاملا‌ شاد باشد. به‌ندرت می‌توان شادی را در چهره پایتخت‌نشینان دید. دود و دم، راه‌بندان، دردسرهای تهیه مسکن و... مجالی برای شاد بودن تهرانی‌ها باقی نگذاشته است.

آنهایی که عادت به استفاده از وسایل نقلیه عمومی دارند، این موضوع را کاملا‌ احساس می‌کنند. مردم نمی‌خندند و به‌ندرت لبخند بر چهره‌شان می‌نشیند. آنها یک چشم‌شان را به اتومبیل‌های پشت سر هم قطارشده دوخته و با چشم دیگر به ساعت مچی خود زل می‌زنند. این شرایط که به زندگی پایتخت‌نشینان سنجاق شده است، مجال شاد بودن را از آنها گرفته و با گذشت سال‌ها باعث شده آنها شادی کردن را هم از یاد ببرند. اتفاقات خوشحال‌کننده‌ای مثل برد یکی از دو تیم فوتبال قدرتمند پایتخت یا راهیابی تیم ملی فوتبال به جام‌جهانی در میان شهروندانی که به‌ندرت شادی می‌کنند تبعات زیادی دارد. شکستن شیشه مغازه‌ها، آسیب‌رساندن به اتومبیل‌های پارک‌شده، ایجاد راه‌بندان‌های کور، آتش‌افروزی، نزاع و استفاده از مواد محترقه خطرناک بخشی از این تبعات است. در نهایت پس از چند ساعت تعدادی توسط پلیس بازداشت می‌شوند، نیروهای انتظامی به زحمت می‌افتند، میان قشری از شهروندان ترس به وجود می‌آید و خسارت‌های مالی زیادی هم به جای می‌ماند. از هر سو به این اتفاقات نگاه کنیم، کوچک‌ترین شباهتی به شادی و جشن نمی‌توان یافت... ‌

ماه محرم بزرگ‌ترین مراسم عزاداری در تهران به پا می‌شود و صدها برابر جمعیتی که گه‌گاهی دست به شادی دسته‌جمعی می‌زنند در این برنامه‌ها حضور پیدا می‌کنند. این مراسم آن‌قدر مرتب و نظام‌مند برگزار می‌شود که کوچک‌ترین اختلا‌لی در شهر و زندگی روزمره شهروندان رخ نمی‌دهد. تهرانی‌ها عزاداری گروهی را به خوبی بلدند و به راحتی از کوچک و بزرگ خود را با جمعیت هماهنگ می‌کنند. در این شرایط که شهروندان تهرانی آداب شادی کردن را از یاد برده بودند، شهرداری تهران ستاد جشن بزرگ انتظار را تشکیل داد. احمد نوریان که آن زمان یعنی سال 85 هنوز سرپرستی سازمان فرهنگی هنری را بر عهده نداشت و تنها معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران بود، در راس این ستاد قرار گرفت. نتیجه تکاپوی این ستاد سرانجام در نیمه شعبان سال 85 به برگزاری اولین جشن بزرگ در تهران انجامید و تهرانی‌ها چنین تجربه‌ای را لمس کردند.

این اتفاق بار دیگر در عید فطر با عنوان جشن ایمان برگزار شد. دختران 9 ساله تهرانی با چادر سفید در میدان آزادی جمع شدند و در کنار شهروندان دیگر مکلف‌شدنشان را جشن گرفتند. محمدباقر قالیباف که در هر دو برنامه حضور داشت مصمم بود میدان آزادی به محلی برای جشن‌های دسته‌جمعی تبدیل شود ولی اجرای این دو برنامه در میدان آزادی تبعاتی داشت که او را از این تصمیم منصرف کرد.

در جشن نیمه شعبان راه‌بندان به حدی بود که بسیاری از مسافران فرودگاه مهرآباد از پروازهای خود جا ماندند. بنابراین پس از جشن ایمان، اینگونه برنامه‌های شاد به محله‌ها سرایت کرد و در 80 پارک اجرا شد. سامانه نشاط، فیلم‌پارک و... محصول محلی شدن این جشن‌ها است.

اتفاق عمده‌ای که در این جشن‌ها می‌افتد حول یک کیبورد که آهنگ‌های شاد می‌نوازد، می‌گردد. مجری این برنامه‌ها با اجرای مسابقه و تشویق خانواده‌ها به مشارکت در شادی، این جشن‌ها را برگزار می‌کند. چندی پیش خبر خوشی اعلا‌م شد که نشان از یک تغییر رویه کلی در این جشن‌ها می‌دهد. بیست‌ونهم مردادماه مجید سرسنگی در کسوت قائم‌مقام سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در برنامه دومین سالگرد کتاب مترو موضوع جشن‌های 10 روزه را مطرح کرد. او در حالی که در مورد رویه طنز کتاب مترو صحبت می‌کرد، این برنامه شهرداری را هم فاش کرد و گفت قرار است از عید قربان تا عید غدیر در تهران به مدت 10 روز جشن برگزار شود و برای اجرای این برنامه انجمن روانشناسان ایران با سازمان فرهنگی هنری همکاری می‌کند. عکس‌العمل مسوولا‌ن روابط عمومی هنگامی که سرسنگی این خبر را اعلا‌م می‌کرد، نشان می‌داد این برنامه نباید به این زودی اطلا‌ع‌رسانی می‌شد ولی قائم‌مقام سازمان فرهنگی که سرپرستی معاونت هنری این سازمان را هم بر عهده دارد خواسته یا ناخواسته از همکارانش در اطلا‌ع‌رسانی سبقت گرفت. البته این موضوع تنها به دلیل اینکه خبرنگاران در این مراسم حضور نداشتند از هیچ رسانه‌ای انعکاس نیافت. شهرداری هم پس از این اطلا‌ع‌رسانی عجولا‌نه سرسنگی، در این مورد هیچ توضیحی نداد اما همین چند جمله که از سوی قائم‌مقام سازمان فرهنگی هنری مطرح شد از قرار گرفتن برنامه‌های این سازمان در مسیر امیدوارکننده‌ای خبر داد. ادامه این رویه نه‌تنها شادی کردن را به شهروندان می‌آموزد، از بسیاری جرائم می‌کاهد و چهره شهر را دگرگون می‌کند، بلکه شادی را در شهر نهادینه خواهد کرد. بی‌تردید با همکاری کارشناسان و بهره‌گیری از نظر متخصصان در این زمینه کار به جایی خواهد رسید که تهرانی‌ها غیر از شادی کردن، شاد زندگی کردن را هم می‌آموزند.

/ 0 نظر / 27 بازدید