یک انتقاد یک پاسخ و یک تشکر

  • ابتدا یک انتقاداز آقای حسین کشاورز

آیا نامه توهین به شعور مخاطب را هدف قرار داده بود؟

این روزها باز هم از «نامه قزوین» خبری نیست. نامه باز هم نتوانست به سر منزل خویش برسد و ما ماندیم و سووال های سنگین اطرافیان که جویای حال آن بودند.

جای بسی ناراحتی است که پس از تحمل یک سال، فعالیت در تیم تحریریه نامه، ناچارم کار خود را از دست دهم و خیره به گذشته ای بمانم که جز خون و دل خوردن و عرق ریختن و با کم و کاستی ها ساختن به امید بهتر شدن شرایط، چیزی حاصل نشد.

 نامه قزوین، اوایل تابستان سال گذشته – برای چهارمین بار – با یک آرمان گرایی کاذب، شکل گرفت. تعدادی از باتجربه ترین نیروهای روزنامه نگاری قزوین اعم از خانم و آقای محمودی، خانم ها میرناصری و غزنویان و گروه پرتلاش آقای لطفی با وعده هایی چون حقوق مناسب تر، بیمه، آزادی عمل و غیره از طریق سردبیر آقای صفری به خدمت نامه درآمدند. این افراد با داشتن تحصیلات دانشگاهی، مدارک و سوابق ارزنده روزنامه نگاری، و هم چنین گرفتاری های خاص خودشان نتوانستند به انتظارات مورد نظر خود – چه مالی و چه غیر مالی – دست یابند.

بالاترین حقوقی که در نظر گرفته شده بود بین 120 تا 150 هزار تومان بود که فقط 3-2 ماه دوام آورد و بهانه جویی ها برای کاستن حقوق ها آغاز شد و کسری حقوق ها حتی تا 50 درصد رسید. وعده بیمه اعضای هیات تحریه نیز هیچ گاه جنبه عملی نیافت.

البته حقوق اندک و نداشتن بیمه برای روزنامه نگاران خاص نامه نبود و در حال حاظر نیز قریب به اتفاق نشریات استان از این مشکلات رنج می برند. اما به نظر من، «وعده سر خرمن» دادن و اصرار به تحقق آن ها بدترین ها بود.

جالب این که قراردادهایی نمادین با افراد نیز امضاء می شد؛ ولی برگه سوم این قراردادهای سراپا ناعادلانه و یک طرفه، هیچ وقت به شخص امضاء کننده و طرف قرارداد، تحویل نمی شد. ابتدای امر، جلسات گروهی تقریبا به صورت هفتگی یا دو هفته یک بار تشکیل می شد؛ اما تغییری در شرایط حاصل نمی شد.

به تدریج، نیروهای برجسته و توان مند از کادر تحریریه خارج شدند و این در حالی بود که نشریه از بعد محتوا، دچار افت می شد که این افت هم چنان ادامه پیدا کرد. هر چند بعدها آقایان نادر محمدی و طاهری قزوینی نیز به تیم نامه اضافه شدند؛ ولی حضور نیمه وقت ایشان – به خاطر مشغله کاری – کمک چندانی به بالا بردن محتوا که مخاطبان از نشریه ای چون نامه انتظار داشتند، ننمود. تعداد صفحات، از 8 صفحه تجاوز نمی کرد و گاهی حجم رپرتاژ-آگهی ها بیش از نیمی از نشریه هشت صفحه ای را به خود اختصاص می داد. علاوه برآن، کیفیت کاغذ و چاپ در وضعیت پایینی بود.

از بعد کمی، نشریه دارای تیراژ بالایی نبود و این مهم به صورت شفاف اعلام نمی شد. به جرات می توانم بگویم تیراژ نامه، کمتر از سایر نشریات محلی قرار داشت. چند ماه اوایل کار، نشریه مرتب چاپ می شد و صبح روز شنبه، روی دکه ها قرار داشت که به تدریج، این نظم نیز از بین رفت. هم چنین، توزیع و اشتراک نشریه، بدترین و اسفناک ترین بخش نشریه بود.

متاسفانه هرچه از شروع به کار نشریه می گذشت، نشریه از بعد کمی و کیفی با وخامت بیشتری همراه می شد. در واقع، در چهار ماه نخست سال جاری، به روشنی می شد این فضای ملالت آور و خسته کننده را دید. چندر قاز حقوق ها نیز به موقع پرداخت نمی شد، تعداد تعطیلی نشریه افزایش یافته بود، حداقل آبونه های رایگان نیز متوقف شدند و جالب این که حتی افرادی که به صورت پولی، مشترک می شدند، هیچ گاه نمی توانستند نشریات از پیش خریداری شده خود را دریافت نمایند. به تدریج، فشار روانی ناشی از این بی نظمی ها و اختلالات و کمبودها، منجر به درگیری هایی در میان اعضاء هیات تحریریه می گشت.

جلسات برای حل مشکلات به ندرت برگزار می شد، پیشنهادها و راهکارها شنیده می شد و صورت جلسه می شدند؛ اما هیچ گاه به منصه ظهور نمی رسیدند و نتیجه آن فقط اعمال قید و بندهای بیشتر برای اعضاء تیم تحریریه بود. پرسنل نشریه، صادقانه، از فرامین، تمکین می کردند و با سیلی صورت خود را سرخ نگه می داشتند؛ اما به مطالبات آن ها و امکانات مورد نظر ایشان، ترتیب اثر داده نمی شد و مدیریت، به مسوولیت های قانونی و اخلاقی خود پایبند نبود.

از نکات جالب توجه این بود، نشریه ای که 2 سال پیاپی به مقام های نخست جشنواره مطبوعات دست یافته بود و ادعای کسب عنوان نشریه برتر در جشنواره سال 87 را نیز داشت؛ ولی از داشتن تابلوی در ورودی و برگه های تهیه خبر و گزارش سربرگ دار در رنج بود.

نشریه ای که قرار بود به پرتیراژترین و پرمحتواترین نشریه استان تبدیل شود و تا پایان سال، 1387 به دو شماره در هفته برسد، در قهقرای سقوط قرار گرفته بود.

نبود سازمان اداری مشخص و نظام مند در نشریه، کم کم موجب گردید که حداقل مخاطبان نشریه اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی - چه روزنامه فروش دکه دار، چه مسوول روابط عمومی یک سازمان – نیز اعتماد خود را به آن از دست دهند. یک دکه دار نمی دانست که در کدام یک از سه روز اول هفته منتظر دریافت نشریه باشد و به مشتریان خود چه بگوید؛ از این رو، رغبتی به دریافت و فروش نامه نداشت و به زعم مدیرمسوول، 70 درصد نشریات از دکه ها برگشت می خورد؛ و بینوا مسوولین روابط عمومی ها و مدیران دستگاه ها که اگر آگهی یا رپرتاژی سفارش می داد، پس از گذشت چندین هفته، فاکتور درج آگهی خود را دریافت می کرد.

سردبیر ناچار بود هم مسوولیت های سردبیری را انجام دهد، هم از پس کارهای اداری و مالی نشریه برآید و هم به سایر مشغله های خود برسد. این امر، رفته رفته، چالش هایی میان مدیر مسوول، سردبیر و اعضای هیات تحریه گردید که نشریه را به سمت تعطیلی کشاند.

دفتر نشریه نیز تغییر یافت. مدیر مسوول با این بهانه می خواست نامه را وارد نظم یک طرفه ای وارد کند که بیش ترین بازدهی را داشته باشد. بی توجهی به عادی ترین مطالبات هیات تحریره (نظیر پرداخت حقوق به موقع، داشتن امکاناتی نظیر کولر و خط تلفن کافی و...) و عدم عنایت جدی به بحث توزیع و انتشار از جمله کوتاهی های شخص مدیر مسوول بود. این در حالی بود که تلاش دیرهنگام وی برای نظم بخشیدن، با گماردن یک شخص بی تجربه و نالایق به عنوان مدیر اداری-مالی، نشریه را وارد دور جدیدی از تنش ها و چالش ها کرد و به زودی با این جرقه، نشریه از انتشار باز ایستاد!   

توقفی که تمام خستگی ها را در جانمان به عنوان اعضای ثابت تیم تحریریه گذاشت. بیش از یک سال با سختی ها ساختن و چونان سایرین ترک نکردن و با تعصب و وفاداری کار نمودن و ماندن که شاید نامه روی پای خویش بایستد و بماند، تجربه ای سخت گران و پرهزینه بود.

به نظر نگارنده، روند انتشار نامه چهارم، مخصوصن در چند ماه اخیر، آشفته ترین دوران انتشار بود و به خوبی به شعور مخاطبان خود توهین کرد و ایشان را تحقیر کرد. ای کاش مدیر مسوول فعلی در اقدامی شجاعانه درخواست لغو امتیاز نشریه نامه قزوین را بدهد تا بیش از این، نشریه وارد بدنامی ها و بی اخلاقی های مطبوعاتی نگردد. در حال حاظر، نامه قزوین جایی برای به سخره گرفتن برخی از نیروهای روزنامه نگار به عنوان اعضای تیم تحریریه و به مسخره گرفتن مخاطبان خود بدل شده است.

باید اعتراف کرد که نشریه در طول انتشارش در دوره های اول و دوم و تا حدودی سوم، روزنامه نگاری حرفه ای و نوین را در استان قزوین بنیان گذارد و با هویت ترین و پرافتخارترین دوران خود را داشت.

علاوه بر آن سردبیر نامه هم بهتر است به دنبال کسب مجوز یک نشریه و تشکیل شورای سردبیری برای آن با عضویت خود باشد تا هم آزادی عمل خود را از دست ندهد و با مدیر مسوولان متعدد به اختلاف نخورد و نشریه را دچار تعطیلی نکند و هم خلاقیت ها وایده های ژورنالیستی خود را پیاده نماید.

 

پانوشت:

در مراسمی که روز چهارشنبه (16 مرداد) به مناسبت روز خبرنگار و به میزبانی استانداری برگزار شده بود از تمامی خبرنگاران برتر نشریات استان - به جز خبرنگار نامه قزوین - با اهدای جوایزی تقدیر به عمل آمد.

 

  • و حالا یک پاسخ از آقای عیسی صفری

در پاسخ به مطلب عجولانه همکارم حسین کشاورز

 

مطمئنم این "نامه" به سر منزل مقصود می رسد

برای اولین بار است که در عرصه فضای رسانه ای مجازی به نوشتن یادداشتی می پردازم و آن هم در وبلاگ یکی از همکارانم.

راستش را بخواهید فضای ایجاد شده در رسانه های مجازی استان رامطلوب نمی دانم و اکثریت این رسانه ها به جز تعداد محدود، از رسالت اصلی خود غافل شده و به انعکاس موارد و مطالبی می پردازند که از درجه اهمیت بسیار نازلی برخوردارند.

اگر این بار هم تصمیم گرفتم مطلبی را در این فضا انتشار کنم، نخست به دلیل اجحافی که احساس کردم از سوی یکی از دوستان و همکاران نامه در حق همکاران نشریه نامه و مدیر مسئول محجوبش شده و دوم به دلیل شفاف سازی در خصوص برخی موارد است.

 

ابتدا می خواهم کمی در مورد همکارم حسین کشاورز توضیح بدهم. حسین کشاورز فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی است. او را از زمان "حدیث" می شناسم. آن موقع ها در حوزه سیاست خارجی و ترجمه مطلب می نوشت و گاهی اوقات هم عکاسی می کرد. در نامه سوم به تیم ما پیوست و به همراه چند تن از دوستانش صفحه «روابط بین الملل» را در چند شماره منتشر کرد. من به صفحه روابط بین الملل آن هم در یک نشریه محلی انصافاً اعتقاد نداشتم، اما علی رغم میل باطنی ام برای اینکه این چند نفر در فضای مطبوعات استان قرار گرفته و رشد نمایند پذیرفتم که یک هفته در میان در این حوزه کار کنند.

 زمان انتشار نامه چهارم فرا رسید. بنده در کنار این دوستان از آقای کشاورز هم دعوت کردم که بیاید با سرویس سیاسی نامه همکاری کند، او آن موقع در یک شرکت تبلیغاتی کار می کرد و ماهانه براساس آنچه خودش می گفت مبلغ صدهزار تومان حقوق می گرفت. فکر کردم همکاری با گروه سیاسی با توجه به شرایطی که داشت نمی تواند آنچنانکه می بایست به او در مباحث اقتصادی زندگی اش کمک کند. پیشنهاد دادم که بیاید و در کنار علاقه هایش با سرویس اقتصادی نشریه نیز همکاری کند و برای اینکه او در این سرویس موفق شود خودش خدایش می داند که چه قدر وقت گذاشتم، همکاری کردم، ریز قضایا را به او یاد دادم، خون دل خوردم و ...! تا اینکه به جایی رسید که بطور میانگین به درآمد ماهیانه 350 هزار تومان در ماه با شرایطی که نشریه برایش فراهم کرده بود و  با تلاش خودش رسید و من این را با آمار و ارقام می گویم.

در مورد همین همکار عزیزم بگویم که خداوند و همکاران نامه را شاهد می گیرم که در طول 36 شماره از نشریه هیچگاه نتوانست مطالبش را به موقع برساند و هیچگاه نشد که خیالم از بابت این صفحه راحت باشد. این را وجدان حسین کشاورز بهتر از همه می داند و خدایش شاهد است که من چقدر برای رشد و پیشرفت او کمک کردم و در همه شرایط با توجه به شناختی که از وضعیتش داشتم بدون هیچ چشم داشتی حمایت کردم که لازم نمی دانم به همه جزئیات اشاره کنم و ...!

دیروز در محل کارم در تهران مشغول به فعالیت بودم که یکی از دوستانم از قزوین با من تماس گرفت و گفت وبلاگ حسین کشاورز را دیده ای که در مورد نشریه نامه چه چیزهایی نوشته است؟

مطلب حسین را خواندم و برای اولین بار در طول نامه چهارم بغض امانم نداد و اصلاً نفهمیدم که چگونه قطرات اشک از چشمانم جاری شده؟

ناراحت و دلگیر شدم از این همه بی انصافی، بی تقوایی، شایعه پراکنی، سیاه نمایی و بچه بازی!

همین چند شب پیش رفتم دنبال حسین و با ماشینم یک دوری در سطح شهر زدیم و برایش از آینده و این که فردا مطمئناً بهتر از دیروز و امروز خواهد بود گفتم و این که مطمئن باشد، من هیچ گاه براحتی از کنار دوستان و همکاران خوبم و زحماتشان نخواهم گذشت و این که نخواهم گذاشت این چراغی را که به زحمت روشن مانده است در عرصه رسانه ای استان به خاموشی سپرده شود! حقیقتاً وقتی مطلب حسین را خواندم نخست برای خودم تاسف خوردم که ندانسته ام طی این مدت در برخی اوقات چه کرده ام!

متعجب و متاسف شدم از این که یک عضو عادی تحریریه به خودش اجازه می دهد در مورد همه چیز نظر بدهد و اصلاً در این مورد با سردبیرش که این همه زحمت برای او کشیده مشورت نکند!

طی این سالها هیچ گاه از نقد شدن نهراسیده ام و مدعی هم نیستم که همه کارنامه سیاسی و مطبوعاتی ام بی عیب و نقص است چرا که خود می دانم در بعضی مواقع اشتباه کرده ام و در عرصه رسانه های مکتوب و مجازی طی چند سال اخیر از دوست و دشمن بارها و بارها هم نقدهای سالم، منصفانه و سازنده را شاهد بوده ام و هم تهمت های ناروا، زشت، نا جوانمردانه و  غیراخلاقی که همه شان را به خدای متعال واگذار کرده ام.

اما این بار به خود اجازه نداده و نمی دهم که سکوت پیشه کنم، زیرا کسی اگر مطلب حسین کشاورز را بخواند و از واقعیات خبر نداشته باشد این گونه برداشت می کند که مدیر مسئولی نامه برعهده کسی است که نه از رسانه چیزی می داند نه از سیاست نه از مدیریت و نه از اخلاق و ...!

یکی از اصلی ترین دلایلی که باعث شد این مطلب را بنویسم به خاطر ظلمی بود که بر مدیر مسئول محجوب، صادق، سالم، باشخصیت، بااخلاق، توانا، نقدپذیر، باانصاف و آینده دار نامه روا شده بود.

شاید حسین کشاورز این شهامت را نداشته باشد اما بنده بعنوان سردبیر نشریه ای که حسین کشاورز در آن فعالیت می کرده از  سید مهدی حسینی مدیر مسئول صبور و دوراندیش نامه عذرخواهی می کنم.

بنده به جای حسین کشاورز از کلیه همکاران تلاشگر، صبور، متین و با شخصیت نامه عذرخواهی می کنم که آن قدر در مورد آن ها و نشریه شان سیاه نمایی شده است و حقایق وارونه جلوه داده شده است.

راستش را بخواهید بنده طی 11 سال گذشته تقریباً با اکثریت مدیران مسئول و سردبیران نشریات قزوین کار کرده ام و شناخت نسبتاً خوبی از همه شان دارم و با جدیت عرض می کنم که هیچ مدیر مسئولی را مانند سیدمهدی حسینی ندیده ام  که این قدر به آزادی تحریریه نشریه اش اعتقاد داشته باشد و این قدر با مشکلات و بدقولی های همکاران رسانه ای اش کنار بیاید و این اندازه دغدغه آینده رسانه را داشته باشد.

البته جا دارد از دوست و استاد عزیزم آقای عطاالله نوری هم یادی بکنم که انصافاً با شخصیت بود ودوست داشتنی و با اخلاق.

بنده در یکسال گذشته سردبیری نشریه ای را برعهده داشتم که هیچ گاه نفهمیدم که پول چاپخانه را چه کسی و کی داده است؟ هیچ گاه نفهمیدم که دفتر نشریه صاحب ملک دارد یا نه؟و خیلی از موارد دیگر که از حوصله این بحث خارج است. تا کی باید بی انصاف باشیم و مصرف کننده؟  حسینی که در حوزه مطبوعات ادعایی نداشته و ندارد،آقای کشاورز، خودت چقدر دلت به حال رسانه ای که در آن کار می کردی می سوخت؟ چقدر برایش وقت می گذاشتی؟ کی کیفیت صفحه ات بهتر شد؟ کی مطالبت را بموقع تحویل دادی که حالا انتظار داری که سید مهدی حسینی بیاید و برایت شرایط نشریه جامعه و شرق و شهروند را فراهم کند؟ مگر من و تو محمد قوچانی و فرید مدرسی و مهران کرمی و امثالهم هستیم که انتظارم داریم سید مهدی حسینی، عطریانفر باشد؟ کدام نشریه در کشور و استان بی مشکل است که انتظار داریم نامه قزوین در هیچ بخشی مشکل و کمبود نداشته باشد آن هم فقط با یکسال سابقه انتشار بصورت پیوسته؟

ما باید قدردان امثال حسینی باشیم که در این فضای تیره، مبهم و یاس آلود می آیند و برای یک نشریه بدون ریالی چشم داشت و صادقانه و سالم هزینه می کنند.

لازم می دانم با جدیت و صراحت تاکید کنم که انصافاً  حسینی یک شخصیت توانمند، قوی، منصف، صبور و اخلاقی است. یک چهره علمی و دانشگاهی که اصلاح طلب واقعی است و معقول و منطقی به قضایا نگاه می کند.

چرا می خواهیم کسی که مستقل است و آدم کسی نیست را به راحتی تخریب کنیم؟چرا کسی را که می تواند در حوزه فرهنگ، سیاست و رسانه روز به روز موفق تر باشد و فضایی را برای فعالان این حوزه ها فراهم کند را می خواهیم مایوس و دلسرد کنیم؟ اگر سید مهدی حسینی ها را فراری دهیم چه کسی ضرر می کند؟ بیشتر از همه اعضای تحریریه، بنده با مدیر مسئول نامه ارتباط داشته ام و خدایم را شاهد می گیرم که این مرد چقدر با بزرگی، انصاف، اخلاق، بزرگ منشی و صبر با قضایا برخورد می کرد.

طبیعی است که هر انسانی، هر مجموعه ای و هر گروهی هم با کم و کاستی و نقص مواجه است و نمی شود گفت که هیچ عیبی وارد نیست اما کمی منصف باشیم و یک سوزن به خودمان بزنیم و یک جوالدوز به دیگران.

انصافاً حسینی از آغاز به کار نشریه با اکثریت ایده ها و نظرات، کنار آمد و سعی می کرد که کمترین دخالت را در امور نشریه داشته باشد و خودش هم قبول داشته و دارد که مجموعه نامه با برخی کاستی ها مواجه بوده و با جدیت در جهت رفع کمبودها و مشکلات اقدام کرده و می کند.

چند کارشناس منصف در حوزه رسانه بیایند و آرشیو یکسال گذشته نشریات استان را در کنار هم بررسی کنند ببینند که کدام نشریه برای مخاطبش ارزش قائل بوده و نشریاتی که تا بناگوش آگهی درج می کنند و تیتر می فروشند، یا نشریه ای که نیم صفحه اولش و صفحه آخرش را علی رغم همه تمایل ها برای درج آگهی به خاطر مخاطبانش به انتشار خبر و یادداشت و ... می پردازد؟

ما حاضریم در حوزه مدیریت شهری، اقتصاد، سیاست، زندگی، شهرستان، ورزش و ... کارشناسان بیایند و نظر بدهند که کدام نشریه در استان فعال تر از بقیه بوده است؟

ما حاضریم حجم مطالب تولیدی نشریه مان را در هر کسی که می خواهد محاسبه کند و با بقیه نشریات استان مقایسه کند!

بنده بسیار علاقمندم که از سید احمدی نصری، محمود کمالی، صفت الله صالحی، عباس ظاهری، غفوری فرد و خیلی های دیگر بپرسید که کدام نشریه در یکسال گذشته بیشتر از بقیه زجرشان داده است؟

بروید از شهرداران، بخشداران، فرمانداران، اعضای شوراهای کلیه بخش ها و شهرستانهای استان بپرسید که کدام نشریه استان به فکر مشکلات و کمبودهای مردم بخش ها و کلیه شهرهای استان بوده است؟

خوشحال می شوم که دوستان بروند و تحقیق کنند که کدام نشریه استان در حوزه صنعت، اقتصاد، اصناف و ... در یکسال گذشته با جدیت به انتشار نقد، یادداشت خبر، گفت و گو و ... پرداخته است؟

جداً عرض می کنم که برای بنده و همکارانم در نامه افتخار بزرگی است که استانداری از همه نشریات استان حتی تمامی مدعیان اصلاح طلبی تقدیر می کند و نامی از نامه قزوین در چنین برنامه ای برده نمی شود! خدا را شکر می کنم که ما نه مداح و میرزابنویس کسی بوده و هستیم و نه «منتقد منصف !!!»

بنده متاسف شدم وقتی که دیدم آقای کشاورز نوشته تیراژ نشریه نامه از همه کم تر است.

دوست عزیزم، از کجا این مطلب را می گویی؟ شما اصلاً از کجا از تیراژ نامه خبر داری؟ همکار عزیزم، نامه شنبه ها منتشر می شد و شما تا دوشنبه پیدایت نبود! از کجا می دانی که نامه تیراژش از همه کمتر بوده؟ من اگر بگویم که تیراژمان چقدر بوده شاید بگویی صفری دروغ می گوید، می توانید شما و همه دوستان دیگر از آقای امیررجبی بپرسید که برای ما چند نسخه نامه چاپ می کرد؟

برادر عزیزم! اگر حسینی می خواست نامه را تعطیل کند و منتشر ننماید چرا می رفت یک دفتر بهتر، شیک تر و با امکانات بهتر تهیه کند؟ این را به هر انسان عاقلی بگویید به گوینده مطلب می خندد!

نامه فقط سه هفته منتشر نشده، اولین و اصلی ترین دلیلش تغییر مکان دفتر و اقدام برای یکسری تغییر و تحول در مجموعه ساختار اداری، مالی و امکانات مجموعه بود ودلیل دوم تحریریه و در راس آن بنده که به آقای حسینی در یک فضای دوستانه و صمیمی عرض کردم که بنده بعلت شرایط خانوادگی و کاری می خواهم از قزوین بروم و ایشان علی رغم میل باطنی شان با درخواست بنده موافقت کردند. مگر در این شهر پر است از سردبیر که سید مهدی حسینی یکشبه سردبیر بیاورد و نشریه را منتشر کند؟

بنده به مخاطبان فهیم و باشعور نامه صر یحاً و قویاً قول می دهم که نامه در آینده ای بسیار نزدیک منظم تر، قوی تر و بهتر از گذشته منتشر خواهد شد و هیچ یک از اعضای خانواده  واقعی و اصیل نامه از این نشریه جدا نشده اند و این نشریه محکم و استوار ادامه راه را طی خواهد کرد و راه خود را بعنوان نشریه نمونه و اول استان قوی تر و جدی تر از گذشته ادامه خواهد داد.

با جدیت، علاقه، ص

/ 0 نظر / 22 بازدید