"میرحسین"، مردی که مردم به نام کوچک صدایش می کنند

سایت عصرایران 



تا انتخابات دهم ریاست جمهوری ، تنها 147روز باقی است.
عصرایران ، به عنوان رسانه مستقلی که می کوشد فارغ از تمایلات جناحی ، به اطلاع رسانی در خصوص این رویداد مهم بپردازد ، در نظر دارد ، دیدگاه های کاندیداهای بالقوه و بالفعل انتخابات آتی و حامیان آنها را بالسویه منتشر نماید. روز گذشته ، یادداشت یکی از حامیان آقای کروبی در این بخش منتشر شد و امروز دلایل حامیان آقای میرحسین موسوی منتشر می شود و این رویه را درباره سایر کاندیداها ، اعم از اصلاح طلب ، اصولگرا و مستقل ، دنبال خواهد شد.
عصرایران، در راستای تضارب اندیشمندانه و مؤدبانه آرا، ضمن انتشار این یادداشت، اعلام می کند آماده است نقدهای وارده بر آن و نیز نوشتارهای متین طرفداران سایر کاندیداها را منتشر کند بی آنکه این مطالب، الزاما مواضع تحریریه عصرایران (که از معدود تحریریه های متکثر رسانه های ایران است) باشد.

***
در فرهنگ ایرانی، هر که با او صمیمی تر باشیم را با اسم کوچک صدایش می کنیم نه با نام خانوادگی و "میرحسین"، تنها سیاستمداری است که مردم، او را نه به "موسوی" که بیشتر به "میرحسین" می شناسندش.

***
در ماه های منتهی به انتخابات دوم خرداد 1376 که ریاست جمهوری اکبر هاشمی در پایان راه قرار داشت، نام میرحسین، پس از هشت سال بار دیگر بر سر زبان ها افتاد.

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  میرحسین موسوی خاتمی

او، تا پیش از اصلاح قانون اساسی، نخست وزیر ایران بود ولی با حذف این پست، میرحسین نیز عملاً از رأس کابینه کنار رفت و به عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام بسنده کرد.

او، برغم اقبال زیادی که جامعه به سویش داشت، کاندیدا نشد تا چهره کمتر شناخته شده ای (برای عموم) به نام سید محمد خاتمی کاندیدای جریان چپ شود، جریانی که با شعارهای خاتمی،بعدها به اصلاح طلب تغییر نام داد.

خاتمی در دوم خرداد، با 20 میلیون رای، در مقابل 7 میلیون رای ناطق نوری، برنده بلامنازع انتخابات شد و برای میرحسین حکم مشاور ارشد رییس جمهور را صادر کرد.

در دو انتخابات بعدی نیز تقاضاهای زیادی برای کاندیداتوری میرحسین مطرح شد اما او ترجیح داد به کارهای علمی و هنری اش ادامه دهد. این تصمیم، در انتخابات سال 1380، به ریاست جمهوری مجدد خاتمی انجامید ولی چهار سال بعد، عدم حضور میرحسین، باعث شد عرصه انتخابات به گونه ای صف بندی شود که در نهایت کسی پیروز میدان باشد که هیچ کس و از جمله میرحسین، انتظارش را نداشت: محمود احمدی نژاد.

اینک میرحسین، دو محصول متفاوت از عدم کاندیداتوری اش می بیند: "اولی خاتمی و دومی احمدی نژاد" و این، بزرگترین تفاوت نگرش او در این انتخابات با دوره های قبلی است.

به بیان ساده تر، اگر تا پیش از این، میرحسین تصور می کرد که با عدم حضورش، یک چهره اصلاح طلب رییس جمهور می شود، اینک با این ریسک مواجه است که اگر نیاید، امکان زیادی دارد احمدی نژاد، بار دیگر رییس جمهور شود و این، اتفاقی نیست که میرحسین بدان راضی باشد.

از این رو، این پیش فرض که" میرحسین نمی آید چون در انتخابات قبلی هم نمی آمد"، منتفی است.او می داند که نیامدنش ، ریسک بالایی دارد.

***
میرحسین، قدرت طلب نیست ، چه آنکه اگر ذره ای هوس قدرت در وجود او بود، تاکنون در رزومه کاری خود، ریاست جمهوری را نیز داشت.

این، بسیار ارزشمند است که فردی با وجود داشتن شانس اول ریاست جمهوری، از آن چشم پوشی کند و عطای قدرت را به لقایش ببخشد.

از این رو، باید گفت اگر میرحسین رییس جمهور شود، برای حفظ قدرت، دست به هر کاری نخواهد زد و ارزش هایی که به خاطر آن، مردم انتخابش کرده اند را با قدرمحوران، معامله نخواهد کرد.

***
می گویند میرحسین، "به روز" نیست، زیرا سالهاست که از عرصه اجرایی کشور کنار رفته و تا بخواهد با مسایل روز آشنا شود و به اوضاع تسلط یابد، هزینه های زیادی بر قوه مجریه و نهایتاً بر کشور تحمیل خواهد شد.

در پاسخ باید گفت که او، بر خلاف بسیاری از سیاست پیشگان، اهل  هیاهو نبوده است و این، هرگز به معنای "به روز" بودنش نیست. او به عنوان وزیر امور خارجه اسبق ایران و نخست وزیر وقت کشور، فردی سیاسی است که همانند سایر سیاستمداران، مسایل کشور را از نزدیک دنبال می کند.

او همچنین پس از پایان دوره نخست وزیری اش، مشاور رییس جمهور و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده و به عنوان یک استاد دانشگاه و چهره سیاسی، آن هم چهره ای که نسبت به سرنوشت کشور بی تفاوت نبوده است، همراه با موج تحولات پیش آمده و به امروز رسیده است.

اگر این نقد بر میرحسین وارد باشد، آنگاه درباره "خاتمی سال 76" چه باید گفت که رییس کتابخانه ملی بود و یا درباره "احمدی نژاد 80" که شهردار بوده است؟

اشتباه نکنیم؛ اگر کسی زیاد مصاحبه نمی کند و جنجال به راه نمی اندازد، معنایش این نیست که "به روز" نیست.

***
می گویند میرحسین در زمان نخست وزیری اش، با رییس جمهور وقت (آیت الله خامنه ای) اختلاف نظر داشته و لذا نمی تواند در حالی که ایشان اکنون رهبر نظام هستند، عهده دار ریاست جمهوری باشد.

این تحلیل، بیش از آنکه متوجه میرحسین باشد، نسبت ناروایی به مقام معظم رهبری را در بطن خود دارد و آن این است که ایشان علاقه ای برای کارکردن با کسی که روزگاری درباره برخی مسایل اجرایی با وی اختلاف داشته اند را ندارند.

این در حالی است که قضیه، کاملاً برعکس است و مقام معظم رهبری، با اعطای حکم عضویت میرحسین در مجمع تشخیص مصلحت نظام (آن هم بر اساس شخصیت حقیقی میرحسین) نشان دادند که او را یک دوست و یک نیروی مجرب و کارآزموده می دانند که آنقدر توانایی دارد که بتواند در تشخیص مصلحت نظام به کار آید و به کشور خدمت کند.

از این رو، وجود برخی اختلاف نظرهای اجرایی که امری طبیعی است (و فقدان آن، غیرمتعارف است) نمی تواند دستاویزی برای اختلاف نمایی باشد.میرحسین ، اگر رئیس جمهور شود ، رهبری قطعاً از او حمایت خواهد کرد.

***
سقوط قیمت نفت، همچنان ادامه دارد و حتی برخی موسسات علمی- اقتصادی جهان پیش بینی نفت 20 دلاری را برای سال آینده کرده اند و این، یعنی "بحران" و البته بحران، "مرد بحران" می خواهد، درست مثل میرحسین که در سالهای بحرانی جنگ هشت ساله که کشور کمترین درآمد ارزی و بیشترین هزینه تحمیلی (جنگ) را داشت، توانست به بهترین شکل ممکن (و نه البته ایده آل) مملکت داری کند و بضاعت اندک کشور را "عادلانه" بین مردم ایران توزیع نماید.
 
او، قطعا بیش از هر مدیر دیگری در نظام جمهوری اسلامی، تجربه "مدیریت اجرایی در بحران" را دارد زیرا در سخت ترین شرایط ممکنه، قوه مجریه را اداره کرده و کشور را از بحران واقعی جنگ، به سلامت عبور داد و به رییس جمهور دولت بعدی تحویل داد.

از این رو، در سالهای پیش رو که بحران اقتصادی، امری اجتناب ناپذیر می نماید، می توان به تجربه میرحسین اعتماد کرد.

***
میرحسین، چه گرایش هایی دارد؟
این سوالی است که بسیار می پرسند و حق هم دارند چه آنکه او در این سالها، بسیار کم سخن گفته است.
اگر بخواهیم نه به حدس و گمان که به استناد سخنان او در باره اش قضاوت کنیم بیانیه او در پایان دوره ریاست جمهوری خاتمی گویای اصلاح طلبی وی و همخوانی دیدگاه هایش با سید محمد خاتمی است.

میر حسین می نویسد:

"قدردانی از دستاوردهای بزرگی که دولت خاتمی در طی این هشت سال داشته است، وظیفه ای صرفاً اخلاقی نیست تا از خدمات بی شائبه برادری مخلص و بی ادعا سپاسگزاری شده باشد، بلکه همچنین برای آن است تا آیندگان قدر آنچه با خون دل بسیار فراهم آمده است، بدانند و آن را به راحتی از دست ندهند."

براستی آیا جز یک اصلاح طلب که خاتمی را قبول داشته باشد، کس دیگری می تواند این چنین نگران دستاوردهای دولت اصلاحات باشد.

میرحسین یک اصلاح طلب است، درست مثل خاتمی، با این تفاوت که مخالفان اصلاحات، هر چه بیشتر بگردند، کمتر بهانه ای برای تخریب نخست وزیر دوران امام (ره) خواهند یافت.

***
میرحسین و خاتمی، تنها افرادی هستند که در حال حاضر، جبهه اصلاحات می تواند بر روی یکی از آنها به اجماع ولو نسبی برسد.
این، در شرایطی که رقیب عزم خود را برای حفظ ریاست جمهوری جزم کرده است، بسیار حیاتی است.

***
میرحسین محبوب مردم است. آرای خاکستری با آمدن او، برمی خیزند. جوانان نیز که با میرحسین کمتر آشنایند، قطعاً در جریان مبارزات انتخاباتی، او، افکار و منش متین اش را خواهند شناخت و مجذوب شخصیت اش خواهند شد و مگر جز این است که وقتی خاتمی در ماه های پایانی سال 75 کاندیدا شد، بسیار کمتر از میرحسین امروزی، شناخته شده تر بود؟

از این روی، می توان با ضریب اطمینان بالایی گفت که آمدن میرحسین احتمال پیروزی جبهه اصلاحات را بسیار تقویت می کند و گذشته از این، می توان امیدوار بود با حضور فردی چون میرحسین در رأس دولت اصلاحات، افراط ها و تفریط ها به حداقل برسد و جریان اصیل اصلاح طلبی در مدار اعتدال و وقار، به راه خود ادامه دهد.

/ 0 نظر / 29 بازدید